محمد نعيم
مقدمهء مصحح 33
شرح مثنوى ( فارسى )
مىناميدندش : حسام الدين زادهء 622 ه . ق در قونيه ، فرزند اخى ترك كه خود از مشايخ و مرشدان مبتديان بود . دلبستگى مولانا به دو بهگونهاى بود كه آنگاه كه همسر حسام درگذشت ، اندوه و افسردگى حسام در او نيز تأثير گذاشت و تا دو سال سرودن مثنوى به تأخير افتاد و از سال 662 ه . ق با دفتر دوم آغازيدن گرفت . پاييز سرد سال 672 ه . ق نيز فرارسيد . مولانا مدّتها بود كه از بيمارى رنج مىبرد . زندگى پرفرازونشيب و فراز و فرودهاى آن ، غبار پيرى و خستگى را بر چهرهاش نشانده بود . يكشنبه پنجم جمادى الآخر ، پس از آنكه شبى را در تبى سوزان گذراند ، مقارن با غروب خورشيد ، جان به جانآفرين تسليم كرد و آفتاب تابناك وجودش فروخفت و دوستداران خود را در اندوهى سهمگين فروبرد . مردم قونيه در آن سرماى سخت و سوزان ، جامهدران و مويهكنان به كوى و برزن ريختند : مردمِ شهر از صغير و كبير * همه اندر فغان و آه و نفير « 1 » و پيكر پاكش را به خاك سپردند . چهل شبانهروز به سوگ نشستند و پس از آن ، اين آموزهها و انديشههاى ناب و عارفانهء مولانا بود كه در قالب اشعار و سخنان نغزش دهان به دهان و سينهبهسينه مىگشت . وصيتنامهء مولانا شما را سفارش مىكنم به تقواى الهى در نهان و آشكار ، و كمخورى و كمخوابى و كمگويى ، و دورى از گناهان ، و پيوسته روزه گرفته و نماز به پاى داشتن ، و رها كردن شهوات ، و شكيبايى بر درشتى مردم ، و همنشينى نكردن با سفيهان و كممايگان ،
--> ( 1 ) . همان ، ص 121 .